در قاب این آیینه ها خود را نمی بینم

چیزی به جز یک بهت بی معنا نمی بینم

دنیا به زشتیهای پلک فهم من خندید

شاید شبــیه مردم دنـیا نمی بینم 

گنجشک روحم لابلای شاخه ها یخ زد

نه ! سنگ هم در دست آدمها نمی بینم 

تصویری از تبعیض سرد چشمها آری

در این برودت ذرهای گرما نمی بینم 

در منطق این نیمه آدمهای قلابی

جایی برای عشق هم حتی نمی بینم

 .....

چند متن دیگر در ادامه مطلب

 

منبع اصلی مطلب : سرگرمی
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : متن عاشقانه